آدرس: استان
تهران ، شهر تهران ، بزرگراه شهید محلاتی (آهنگ) ، خیابان دهم
فرودین ،میدان امام حسن ، خیابان پاسدار گمنام، خیابان شهید احمد رضائی تاجری
شماره ثبت در فهرست آثار ملی ایران : 2688 تاریخ ثبت 1379/03/17 ه خورشیدی
مختصات جغرافیایی : E 51"28'08.09 N 35"40'32.06
ارتفاع از سطح دریا : 1164 متر
درب ورودی قبرستان روسها و یونانیهای ارتدکس در تهرانگوته می گوید ؛ هر زمان پیرمردی زیر خاك می رود، یك كتاب تاریخ زیر خاك پنهان می شود. و باز می گویند : (البته
نمی دانم ماکسیم گورکی می گوید یا تولستوی) زیر هر سنگ
قبر ، تاریخی پنهان است.
گورستان ارامنه ، قبرستان دولاب و ... یا آنچه که من دیدم ،گورستانی
از تمامی ملل ، روسی و گرجی و یونانی و اوکراینی ... ایتالیایی و فرانسوی و
لهستانی و ایرانی ....
آرامستانی از تمامی ادیان ابراهیمی ، آنها که از مسحییت دوری گزیده بودند و به
آنها می گفتند ؛ شما خروج کردید و چه آنها
که مسلمان بودند و دلشان در پی مسیحیی بود و به آنها گفتند : کافر شدید ... همه و
همه یک جا آرام گرفته بودند. آه که چقدر زود آرزوی عزت الله انتظامی در فیلم
گاوخونی که عاشق قدم زدن با معشوقه لهستانی اش را کنار زاینده رود بود را از یاد
برده بودم ...
قبرستانی که مرا مجبور کرد ، تمامی ادیان مسحیی را
بشناسم ... از آشوری گرفته تا ارتدکس از کاتولیک گرفته تا ارمنی ... عجب دنیایی
است این چارچوب دین.
گورستانی که مرا مجبور کرد به چندین کلیسا و خلیفه گری به چندین
سفارت و کنسولگری بروم برای گرفتن یک مجوز ، برای دیدنش ... و آخر ...
جایی که مرا مجبور کرد درباره نسل کشی ها بخوانم و بدانم ، نسل
کشی ارامنه ، نسل کشی هولوکاست لهستانی ها و ... مظلومیت مردمانی است که می شود
اقوام آنها را در کنار هم در این قبرستان دید ...
آرامستانی که مرا به دنیای جنگ جهانی دوم برد مرا به دنیای
اشخاصی برد که به امید دیدار وطن ، راه ایران را انتخاب کرده بودند همه ... همگی
در دیار غربت جان سپردند و مجبورم کرد به دنبال فیلم مرثیه گمشده خسرو سینایی باشم
... و دختری را ببینم که بعد از 50 سال در گورستان کاتولیکها گم شده بود و حالا
بدون دوست و کسی تبدیل به پیرزنی سرایدار شده بود که همه چیز را گم کرده بود ...
من در گورستان گم شدم ، گم ...
حیف از آنکه قرار است فعلا چیزی ننویسم ...